تبليغاتX
psychology

psychology

حرفهايي از جنس خودمون

خوشبختی موضوعی نسبی است. بعضی از ما اگر در غار زندگی کنیم راضی هستیم و برخی دیگر اگر در قصر باشیم باز هم ناراحت هستیم.

دکتر فرناز عطائی متخصص روانپزشکی گفت: در تمام اعصار، اندیشمندان درباره معنای خوشبختی بررسی کرده اند. راستی خوشبختی چیست؟

وی با طرح سوالات زیر میزان رضایت شما را از زندگی ارزیابی می کند.

اگر می خواهید بدانید که نسبت به دیگران چقدر خوشبخت هستید، پرسشنامه زیر را تکمیل کنید.

1 ـ وقتی مسابقه ای را می بازم از آن لذت نمی برم.
Rدرست    Qغلط


2 ـ وقتی کسی درباره من لطیفه ای می گوید از آن لذت می برم.
Rدرست    Qغلط


3 ـ وقتی کسی از دوستانم در حضور من جایزه ای را می برد خوشحال می شوم.
Rدرست    Qغلط


4 ـ اگر کسی در صف از من جلو بزند اعتراض می کنم.
Rدرست    Qغلط

 
5 ـ خیلی زود از سرگرمیها و تفریحات حوصله ام سر می رود
Rدرست    Qغلط
 

6 ـ اغلب روزها خیال پردازی می کنم.
Rدرست    Qغلط

 
7 ـ آرزوهای زیادی دارم.
Rدرست    Qغلط
 

8 ـ بیش از اندازه چاق هستم.
Rدرست    Qغلط

 
9 ـ از خواندن رمان لذت می برم.
Rدرست    Qغلط


10 ـ از خوابیدن متنفرم
Rدرست    Qغلط


11 ـ فکر می کنم جذاب هستم.
Rدرست    Qغلط

 
12 ـ انتقادات را به خوبی پذیرا می شوم.
Rدرست    Qغلط

 

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط رهگذر جاده عشق|


سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهمید برادر کوچکش سخت مریض است و پولی هم برای مداوای آن ندارند. 
پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمیتوانست هزینه جراحی پر خرج برادرش را بپردازد. 
سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد سارا با ناراحتی به اتاقش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را درآورد. 
قلک را شکست. سکه ها رو رو تخت ریخت و آنها رو شمرد .فقط پنج دلار. 
بعد آهسته از در عقبی خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. 
جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش به مشتریان گرم بود بالاخره سارا حوصلش سررفت و سکه ها رو محکم رو شیشه پیشخوان ریخت. 
داروساز جا خورد و گفت چه میخواهی؟ 
دخترک جواب داد برادرم خیلی مریض است می خوام معجزه بخرم قیمتش چقدراست؟ 
دارو ساز با تعجب پرسید چی بخری عزیزم!!؟ 
دخترک توضیح داد برادر کوچکش چیزی در سرش رفته و بابام می گوید فقط معجزه میتواند او را نجات دهد من هم می خواهم معجزه بخرم قیمتش چقدر است؟ داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما اینجا معجره نمی فروشیم. 
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا برادرم خیلی مریض است و بابام پول ندارد و این تمام پول من است. من ازکجا می توانم معجزه بخرم؟؟؟؟ 
مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟ 
دخترک پولهارا کف دستش ریخت و به مرد نشان داد.مرد لبخندی زد وگفت: آه چه جالب!!! فکر میکنم این پول برای خرید معجزه کافی باشه. بعد به آرامی دست اورا گرفت و گفت من میخوام برادر و والدینت را ببینم . 
فکر میکنم معجزه برادرت پیش من باشه ، آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود. 
فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت. 
پس از جراحی پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم یک معجزه واقعی بود، می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟ 
دکتر لبخندی زد و گفت :هزینه عمل 5 دلار می شد که قبلا پرداخت شده است.

منبع: کتاب تو ، تویی جلد یکم (امیررضا آرمیون)

پیشنهاد نوشت : *عیدی شما به یک دوست ...هدیه ای به یاد ماندنی و تاثیر گذار .....*

ورود شما به جمع میلیونی خوانندگان کتاب تو تویی ؟!تبریک میگوییم و امیدوارم که زنجیره عشق،

امید و محبت به شما ختم نشود و همچنان ادامه یابد.

                                        فروش در بیش از ۵۰۰ کتابفروشی معتبر سراسر ایران

                                            وبلاگ رسمی تو تویی ؟!

                                                  موسسه گسترش فرهنگ و مطلعات

                                                         اطلاع رسانی : ۰۲۱۸۸۲۰۸۲۱۹


برچسب‌ها: تو تویی, امیر رضا آرمیون, جلدیکم, پنج دلار
نوشته شده در شنبه 27 اسفند1390ساعت 7:4 بعد از ظهر توسط رهگذر جاده عشق|

 

پست ویژه وبلاگ حرفهایی از جنس خودمون :

سلام دوستان عزیز بعد از مدتها تلاش موزیک عشق من با صدای زیبا و جاودانه

محمدعلی پارسه منتشر شد. حتما دانلود کرده و از شنیدن این موزیک زیبا لذت ببرید.


آهنگ جدید و فوق العاده زیبای محمدعلی پارسه با نام عشق من

ترانه آهنگ و گیتار  : محمدعلی پارسه

پیانو و تنظیم : عبدالله رجب لو

ویلون : نیوشا پارسه 

میکس و مستر : الیاس جوادیان

شادکام و موفق باشید.
نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند1390ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط رهگذر جاده عشق|


یادمان باشد که : هرروز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را 


یادمان باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد ، عفونت است 


یادمان باشد که :در حرکت همیشه افق های تازه هست 

یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران ! تعریف کنم 

یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند 

یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند ، یادمان باشد که دلی نو 
بخریم 


یادمان باشد که : فرار راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی 

یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند 

یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم 

یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند 

یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی ، من هم برایت عزیز باشم 

یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد 

یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد ، نه نگاه 

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید 

یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند 


یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است 

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها 

یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست 

یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم 

یادمان باشد که : برای پاسخ دادن به احمق ، باید احمق بود 

یادمان باشد که : در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست 

یادمان باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم 

یادمان باشد که : سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند ، هرکسی سهم خودش را می آفریند 

یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست! 

یادمان باشد که : پیش ترها چیز هایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند 

یادمان باشد که : آنچه امروز برایم مهم است ، فردا نخواهد بود 

یادمان باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم 

یادمان باشد که : من « از این به بعد » هستم ، نه « تا به حال 

یادمان باشد که : هرگر به تمامی نا امید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی 

یادمان باشد که : غیر قابل تحمل وجود ندارد 

یادمان باشد که : گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد 

یادمان باشد که : خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود 

یادمان باشد که : با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک 


یادمان باشد که : بجز خاطره ای هیچ نمی ماند 

یادمان باشد که : وظیفه ی من اینست: «حمل باری که خودم هستم» تا آخر راه 

یادمان باشد که : منتظر ِ تنها یک جرقه است ، انبار مهمات 

یادمان باشد که : کار رهگذر عبور است ، گاهی بر می گردد ، گاهی نه 

یادمان باشد که : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است 

یادمان باشد که : همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است 

یادمان باشد که : امید ، خوشبختانه از دست دادنی نیست 

یادمان باشد که : به جستجوى راه باشم ، نه همراه 

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها 

یادمان باشد که . . . یادمان باشد
 
پانوشت : سلام دوستان عزیز.... انشاالله امشب سفرم به سوی مشهد آغاز میشه.....
در مدت یک هفته ای که نیستم برایتان آرزوی سلامتی و شادی دارم....
بهترین سوغاتی هم که میارم دعای خیر من برای شماست ...
شاد باشید....
نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط رهگذر جاده عشق|

در پست قبل یکی از معتبرترین تستهای اعتیاد به انینترنت را برایتان نوشتم... در این پست آسیبهای روانی اینترنت را  بازگو میکنم. برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1 دی1390ساعت 9:45 قبل از ظهر توسط رهگذر جاده عشق|


آخرين مطالب
» نمره خوشبختی شما چند است؟ (تست بسیار جالب)
» پنج دلار
» کاری جدید و متفاوت ............ موزیک زیبای عشق من
» یادمان باشد که....
»  آسیبهای روانی اینترنت
» تست میزان اعتیاد به اینترنت!
» این تست چند ثانیه هم طول نمیکشه.....
» به یاد داشته باش که...
» بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی
» پرواز را به خاطر بسپار.......
Design By : Pars Skin