عاشقانه زندگی کن

بعد مدتها سلام. سلام هم وبلاگی های عزیز


بی مقدمه میگویم : زندگی کوتاه است از داشته هایت لذت ببر،فرصتها زود میگذرد
گاهی زمان فرصت جبران را نمیدهد،پس هیچوقت به هوای یک روز دیگر کاری را نمیه تمام نگذار .

از همین امروزت لذت ببر به فردا هیچ اعتمادی نیست.
حسرت خوردن برای اتفاقات گذشته را کنار بگذار و به آینده هم فکر نکن، خودش به موقع می آید تنها به آینده خوشبیتن باش.
در حال زندگی کن. درست مثل خورشید که هرروز صبح عاشقانه طلوع و هرشب خالصانه غروب میکند.

خورشید به ما یاد داد هیچ چیز ماندگار نیست،پس اگر غم و مشکلی هم هست میگذرد.
آینده مبهم است ولی تو با حالت میسازی اش پس خوب بساز.
یادت باشد خوب گوش کردن را بیاموزی گاهی فرصتها آهسته در میزنند.
این روزها مهربانی کمرنگ اما تو مهربان باش و خوبی کن.
تمام آدمها را دوست بدار حتی کسانی که از تو نفرت دارند،اینگونه یاد می دهی دوست داشتن حد و مرز ندارد.


زندگیست دیگر یه روز با تو ست و روز دیگر علیه تو هردو روز را غنیمت شمار و هیچگاه ناامید نشو.

خداوند نعمتهایش را بی خبر برایت میفرستد و این شگفت آورترین رابطه عاشق و معشوقیست.

همیشه به رحمتش امیدوار باش که ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است .

هرشب موقع خواب به همان روز فکر کن رفتارت را بسنج و تحلیل کن لبخند بزن و خدا را شکر کن برای بودن و نفس کشیدن،چشمانت را ببند و به خواب برو.این لبخند و خوابیدن زیباترین نیایش دنیاست.
و تنها یک جمله دیگر : با همه خوب باش و عاشقانه زندگی کن.آنگاه که نور عشق در جای جای زندگیت وارد شود،زیبایی ها را بیشتر احساس میکنی.

با احترام نرگس محمدی

 

با روش هایی ساده انسان خوشحال تری بشوید

برای این که انسان خوشحال تری باشید و غم و غصه های خود را موقت هم که شده فراموش کنید احتیاج به پول و داشتن چیزهای گران قیمت ندارید با عمل کردن به این روش های ساده میتوانید احساس بهتری پیدا کنید و خوشحال تر بشوید .

1 – همیشه لبخند بزنید حتی وقتی که خیلی غمگین هستید .

2 – فیلم های کمدی تماشا کنید و از ته دل بخندید .

3 – با دوستان شاد و مثبت اندیش بیشتر رفت و آمد کنید .

4 – اخبار بد و غمگین گوش ندهید و فیلم های گریه دار تماشا نکنید .

5 – تلویزیون را خاموش کنید و به تماشای طبیعت بروید .

6 – از جلوی کامپیوتر بلند شوید و به پیاده روی بروید .

7 – غذاهای سالم و مغذی بخورید و اگر دارای اضافه وزن هستید رژیم متعادل بگیرید تا به وزن دلخواه برسید هیچ چیزی به اندازه این روحیه تان را خوب نمی کند 

8 – تنها نمانید به یک دوست خوب تلفن بزنید اگر هیچکس را هم ندارید با مردم غریبه حرف بزنید همین حرف زدن ساده کلی حالتان را بهتر میکند .

9 – به دیگران کمک کنید این کمک میتواند مالی یا قدمی باشد هر کاری که از دست تان بر میاید حتی اگر خیلی کم باشد برای کسانی که احتیاج دارند انجام دهید .

10 – خجالت نکشید عشق و علاقه تان را به کسانی که دوست شان دارید ابراز کنید نشان دادن عشق و علاقه ایجاد انرژی مثبت در افراد میکند.

تولد آغازیست دوباره .....

 به نام خالق کوچولوهای آسمونی

اول به رسم ادب سلام ....

سلام به آنهایی که بودنشان برایم یک دنیا ارزشمند است.

این روزها به این فکر میکنم که چقدر  بزررگ کردن کودک سخت است ، و بابا و مامانای گل چقدر زحمت و تلاش میکنن. چقدر زود بزرگ شدم ، 25 سال از اولین روزهای بودنم میگذرد.


آنقدر کوچک بودم  که توان شیرخوردن هم نداشتم.همین که نفسهایم تند میزد و ..... باباجون  و مامان جونمونگرانم میکنه، وقتی میرم پیش دکتر میگه باید بری متخصص قلب کودکان.دکتر مهربون من (جامی شکیبی گیلانی،هموند انجمن پزشکان قلب آمریکا) میگه نرگس کوچولو قلبش یه سوراخ داره، واسه همین نمیتونه خوب شیر بخوره.


قلب کوچک و بیمارم اجازه رشد هم بهم نمیداد تا حدی که برای عمل اول که 8 ماهه بودم فقط 100 گرم وزن اضافه کرده بودم.


شکر خدا اولین جراحی بسته خوب بود و تا 5 سالگی به زندگی عادی ادامه دادم.

از این زمان فقط سایه ای از خاطرات را به یاد دارد ،یکی همان گیتار کوچک اسباب بازی

که بعد از سالها برایم جذاب است....و کودکی هایم را برایم رقم زده ....


با شروع 5 سالگی ، دوره جدید زندگی ام آغاز شد.به دستور پزشک زمان جراحی دوم فرا رسیده بود.این بار باید عمل قلب باز انجام میشد.هرچند جزء جراحی های خیلی سخت بود و مدت زمان نسبتاً طولانی در بیمارستان بستری شدم ولی بازهم به لطف خدای مهربون این عمل هم موفقیت امیزبود و همه چی خوب پیش رفت...


از آن زمان 20 سال خوب گذشت،تا اینکه دوباره قلب نرگس به دست جراحان سپرده شد. انگار خدا منو بین بنده هاش خیلی خاص تر دوست داره چون همیشه هوامو داشته و داره.

میدونی چرا ؟ چون از همون 8 ماهگی وقتی بستری بودن دکترا میگفتن این همون بچه ای که زنده نمیمونه. ولی عزیزای دل من با این حرف نا امید نمیشدن ، واسه اینکه خدا رو داشتن.


نوشتم و نوشتم  تا بگویم : این سومین تولد من است.

شاید تعجب کنی چرا سه سالگی ؟ معتقدم که من سه بار متولد شدم :

اولین روز بودنم  23 بهمن 67

دومین  تولد  را در 5 سالگی تجربه کردم

و سه سالگی من همراه بود با آغازین روزهای 25 سالگی.


نمیدونم چه جوری میشه این همه زحمت و تلاش رو جبران کرد؟!

ولی بابا و مامان مهربونم یادتون باشه همیشه در قلبم جای دارید، دعاگویتان هستم و از خدا میخوام مثل من همیشه هواتونو داشته باشه.بدونید که من بدون شما هیچم. هرچقدر هم که سنم زیاد باشد دوست دارم مادر و پدرم کنارم باشند.دلم میخواهد زندگی را برایشان بهشت کنم.

فقط میگویم خدایا بخاطر داشتن پدر و مادر مهربونم ازت سپاس


 و در آخر اینکه :

 

تولدم بهانه ای شد تا این فصل را بیشتر دوست بدارم ...

زیرا فصل خوشحالی فرشتگان ، تولدمه....

 

خدای خوبم برای بودنم از تو سپاسگذارم.ممنون که همیشه همراهی.

بی نهایت دوستت دارم.همیشه مواظبم باش.

 


امضا : نرگس 92/11/22

14:44

دوست یعنی ......

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه.


دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه.


دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار که دلت می گیره ، یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه.


دوست یعنی وقت اضافه،یعنی تو همیشه  عزیزی حتی توی وقت اضافه.


دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم که می فهمیشون .


دوست یعنی یه راه دو طرفه ٬ یه قدم من ، یه قدم تو ؛ اما بدون شمارش و حساب و کتاب.


دوست یعنی من از بودنت مفتخر و سربلندم نه سر به زیر و شرمنده


- و حالا وقتش رسیده که هرکدوممون به دوستامون بگیم :

 

متشکرم

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.


برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی.


برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی.


برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی .


برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.


برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.


برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.


برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.


برای همه وقت هایی که گفتی «دوستت دارم».


برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.


برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.


برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.


برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.....

من دریافته ام که بزرگترین سرمایه ام در زندگی ، روابط و دوستانم بوده است.

آنتونی رابینز

منبع: کتاب من و ما ؟! جلد یکم ،چاپ اول

مترجم وگردآور : امیر رضا آرمیون صفحه 24

دلم برای اینجا تنگ میشود !!!

« به نام خالق زیبایی ها »

سلامم به گرمای دستت ای دوست

دلم لحظه ای با دلت رو به روست

بگو عاشقی تا سلامت کنم

تمام دلم را به نامت کنم

همین سلام کوتاه کافیست برای ادامه حرفهایم ....

بودنتان را شکر میگویم...

حضورتان در کنار من هدیه ایست از طرف خدای

خوبی ها...میخواهم چندخطی برای شما دوستان عزیزم بنویسم

سکوت را دوست ندارم...بی خبر رفتن را دوست ندارم....

آمده ام بگویم برای مدتی کوتاه نمیتوانم در جمع صمیمیتان باشم. تقدیر این

 گونه است که بعد از سالها در 25 سالگی دوباره باید قلبت را به دست

 جراحان بسپاری... و حکمت این را فقط خدا میداند و بس!

این که بگویم اصلا نگران نیستم حرف منطقی نیست ولی باید بگویم :که

 من خدا را دارم و بعد از آن

دکتر جراحم ( محمدعلی یوسف نیا)

و دکتر خودم (جامی شکیبی گیلانی)

شاید تنها رمز شاد بودنم ایمان به خدا و پزشکمه....همین که بدونی وقتی

اسم دکترت رو میگی همه میگن چرا دلهره داری؟ او بهترین جراح

 ایرانه.عمل تو که اصلا سخت نیست، سخت ترین  عملها رو انجام

 داده.همون عمل 5 سالگیت که خیلی هم سخت بود ایشون جراحیت

.وقتی این حرفهارو میشنوی دلت قرص میشه.آرامشت بیشتر میشه و

 دیگه دغدغه ای نداری....

دوستان خوبم به امید خدا 11 آذر جراحی قلب دارم و مدت کوتاه دسترسی

 به نت ندارم.

انشاءالله بعد مرخص شدن از بخش ICU دوباره مثل قبل

شاد و پر انرژی همراهیتان خواهم کرد...


و در آخر اینکه اگر دلتان شکست،یادتان بود بود بگویید :


اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ


و یادتون باشه :

شک نکن؛

درست در لحظه ی آخر؛

در اوج توکل و در نهایت تاریکی؛

نوری نمایان می شود؛

معجزه ای رخ می دهد؛

خدا از راه می رسد ...

 

به اندازه روزهای نبودنت دلتنگم!باباحاجی عزیزم

« به نام خدای خوبی ها و پاکی ها»


سلام. سلامی به اندازه دل دلتنگم !

بی تو برای زندگی انگیزه ای نیست .... تو تنها بهانه برای آمدن به خانه ات بودی! بی تو حتی عزیز هم توان راه رفتن ندارد! راحت نیست حرف زدن در مورد کسی که هروقت میرفتی خانه اش تو را با خواندن بیتی از اشعار حافظ و مولانا و... مهمان میکرد! چندوقتیه که دیگه حال درست صحبت کردن نداره! امروز که دیدمش دیگر صدایی نمیداد...

مات و مبهوت به آدمهای اطرافم نگاه میکنم! با بغض این کلمات را مینویسم...مینویسم تا کمی دل بی قرارم آرام شود !!!

و چه زیبا و غریبانه در شب تاسوعای حسینی آغوشت برای دیدار با پروردگار باز شد! چشمانت بسته و دیگر صدای نفسهایت شنیده نمیشود !

یادآوری این لحظه برایم سخت است.... سخت است از تو بنویسم. از تمام لحظه های در کنار هم بودنمان تنها لبخندهایت را به خاطر دارم.

راستی یادت نرود در دعاهایت مرا هم یاد کنی.

من جا مانده بسی محتاج دعایت هستم.


 


و چقدر قیصر امین پور  به زیبایی میگوید :

 

«حرف های ما هنوز نا تمام

تا نگاه می کنی وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه باخبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود

آی ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چقدر زود دیر می شود.... »


قصه تلخیست ؛ عادت , عادت به آدمها،به دیدنشان،به شنیدن صدایشان و لبخندهای گاه و بی گاهشان .....و ناگهانی رفتشنشان!....


کاش میدانستیم که عزیزانمان چقدر در کنار ما زنده اند شاید بیشتر از فرصت باهم بودنمان استفاده میکردیم!

 

و چقدر خوب بود این جمله رو همیشه بخاطرمون بسپاریم :

به هیچکس در این دنیا وابسته نباش حتی

سایه ات هم هنگام تاریکی تو را ترک میکند.

 

این روزها تنها جمله ای که مبینم :

در ستون تسلیت‌ها نامی از تو یادگاری

 

و در آخر اینکه  : اگر تنها ترین تنها شوم ،

باز هم خدا هست ...او جانشین همه نداشتن هاست.....

مدیریت برتر

جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد.

هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد:

”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“

هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند.

چرا؟

برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است.

اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.

مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم:

من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟

جری پاسخ داد، "هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم. می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم. من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم هر وقت  که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم. هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم. من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم."

من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“

جری گفت ” همینطور است“

”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار  می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است. شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید. شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند. شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید. این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“

چند سال بعد، من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود و بعد ؟؟؟ صبح هنگام، او با سه مرد سارق روبرو شد

آنها چه می خواستند؟

درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد.دزدان وحشت کرده و به او شلیک  کردند.خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند.

پس از 18 ساعت جراحی و هفته ها مراقبتهای ویژه جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت.

من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم. هنگامی که از او پرسیدم که چطور است،

پاسخ داد، ” اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو  می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟

من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت.

جری پاسخ داد، ”اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم“

”بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم.“

پرسیدم : ”نترسیده بودی“

جری ادامه داد، ” کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد. اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس  می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها  وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم.

من از چشمان آنها می خواندم ” این مرد مردنی است.“

”می دانستم که باید کاری کنم“

پرسیدم ”چکار کردی“

جری گفت ”خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه“

من پاسخ دادم ”بله“

دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند.

یک نفس عمیق کشیدم و پاسخ دادم ” گلوله“

درحالیکه آنها می خندیدند گفتم: من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها.

به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند

من از او آموختم که هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید. طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیردبنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر می شوند.

حال شما دو انتخاب دارید:

1. می توانید این داستان را فراموش کنید.

2. می توانید آنرا برای فرد دیگری تعریف کنید که به آن توجه کند.

 

انسان نمي تواند به گونه اي مستقيم حوادث زندگي خودش را انتخاب كند، ولي مي تواند افكار خود را انتخاب كند و با اين عمل به طور غير مستقيم، شكل حوادث زندگي خود را تعيين نمايد.

(جیمز آلن)

پانوشت :فعلا در خدمت دوستان هستم....التماس دعا

* گریه کن *


یادداشتی از طرف : خدا

  به : شما

تاريخ : امروز

 از : خالق

موضوع : خودت

من خدا هستم. امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم

لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم. اگر در زندگي وضعيتي برايت پيش آيد كه قادر به اداره كردن آن نيستي، براي رفع كردن آن تلاش نكن. 

آنرا در صندوق( براي خدا تا انجام دهد) بگذار . همه چيز انجام خواهد شد ولي در زمان مورد نظر من ، نه تو !

وقتي كه مطلبي را در صندوق من گذاشتي ، همواره با اضطراب دنبال(پيگيري) نكن .

در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه الان در زندگي ات وجود دارد تمركز کن .

نااميد نشو ، توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است.

 شايد يك روز بد در محل كارت داشته باشي : به مردي فكر كن كه سالهاست بیکار است و شغلی ندارد.

ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري: به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند.

وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي : به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده..

وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي : به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد.

ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه ؟

 شكر گزار باش .

در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند.

وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي :

به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند.

 ممكنه تصميم بگيري اين مطلب رو براي يك دوست بخونی : متشكرم از شما ، ممكنه در مسير زندگي آنها تاثيري بگذاري كه خودت هرگز نميدانستي! 

خداوند هرگز مشکلی را سراهمان نمی‌گذارد، مگر آنکه بداند، شایستگی و گنجایش رویارویی با آن و توانایی از بین بردن آن را نیز داریم

آنتونی رابینز

* لحظات را دریاب! *

به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.



به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :

"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.

 

به بچه هایی فکر کن که گفتند :

."مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند

 

به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند

و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

 

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند

و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،

و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.

 

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،

ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می کنم.

 

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :

آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،

و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،گریه می کنم.

 

به افراد دور و بر خود فکر کنید....

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،

فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،

در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.

 

قدر لحظات خود را بدانید.

حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛

زیرا اگر دیگر آنها نباشند،

برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

 

"دیروز"

گذشته است؛

و

"آینده"

ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه "حال" را دریاب

چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.

اندکی فکر کن.

روحت قرین رحمت باد شهید بزرگوار


به نام سلام نام زیبای خدا


میخواهم بنویسم، از تویی که سالهای نه چندان دور برای دفاع از سرزمینت جانانه جنگیدی!

نمیخواهم طولانی بنویسم ، همین شعر فروغی بسطامی گویای همه چیز است :


مردان خدا پرده پندار دریدند

یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند


تو این روزای خوب خدا ، دوست عزیزی داغدار پدرش شد.

سخته راجبش صحب کردن ، کسی که سالهای زیادی رو جانباز شیمیایی بوده و

حالا به درجه رفیع شهادت نائل شد.سخته چون روزای سختی رو تحمل کرده و

خانواده اش هرروز دیدن ناراحتی اش بیشتر


دوست عزیزم :

تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگت

 

از خداوند صبر برای تو  و خانواده محترمت خواهانم

 

امیدوارم که غم آخر زندگیت باشد.

و یادت باشه :

 زندگی کن!
حتی اگر بهترینهایت را از دست دادی. چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر برایت میسازد.

برای شادی روح این شهید بزرگوار لطفا فاتحه ای با ذکر صلوات برایشان قرائت کنید.


زندگی کن!

 

Start where you stand and never mind the past, 
The past won't help you in beginning new,  If you have left it all behind at last, 
Why, that's enough, you're done with it, you're through. 

از همانجا كه ايستادي شروع كن و غم گذشته را مخور 

در آغازي نوين ،گذشته ياريگر تو نخواهد بود 

اگربالاخره توانسته اي آن را پشت سر بگذاري ، 

چرا غم ؟ كافي است . تو از پس آن بر آمده‌ و پشت سرش نهاده‌اي. 

This is another chapter in the book, 
This is another race that you have planned, 
Don't give the vanished days a backward look, 
Start where you stand. 

اين فصلي تازه در كتاب زندگي است 

مسابقه‌اي ديگر كه بايد برايش نقشه بكشي 

به روزهاي رفته نگاهي دوباره ميانداز 

از همانجا كه ايستاده اي آغاز كن. 

The world won't care about your old defeats 
If you can start anew and win success, 
The future is your time, and time is fleet 
And there is much of work and strain and stress. 

دنيا به شكستهاي پيشين تواهميتي نمي دهد، 

اگر از نو آغاز كني و كامياب گردي، 

آينده ” از آن تو است و زمان در گذر است 

پس بسيار كارها بايد! و تلاش و كوشش فراوان.

Forget the buried woes and dead despairs, 
Here is a brand new trial right at hand, 
The future is for him who does and dares, 
Start where you stand. 

افسوس‌هاي مدفون و نوميدي‌هاي مرده را فراموش كن 

اكنون مبارزه‌اي آشكار و تازه در پيش روست 

آينده از آن كسي است كه مي كوشد و شهامت دارد 

از همان جا كه ايستاده اي شروع كن. 

Old failures will not halt, old triumphs aid, 
Today's the thing, tomorrow soon will be; 
Get in the fight and face it unafraid, 
And leave the past to ancient history.
 

شكستهاي پيشين درنگ نخواهند كرد و پيروزيهاي گذشته كمك تو خواهند بود 

آنچه امروز مهم است ، فردا به سادگي به دست خواهد آمد 

مبارزه را بپذير و بي باكانه با آن روبرو شو 

و گذشته را به تاريخ كهن بسپار. 

hat has been, has been; yesterday is dead 
And by it you are neither blessed nor banned, 
Take courage, man, be brave and drive ahead, 
Start where you stand. 

گذشته ها گذشته و ديروز مرده است 

تو را با آن نه دعا كنند و نه نفرين 

مرد ! جرأت داشته باش. شجاع باش و به پيش برو 

از همانجا كه ايستاده اي ، آغاز كن

«ای بنده ی من

آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد.

 به یاد من باش که من همیشه به یاد توام»

زندگی هدیه خداوند به شماست و شیوه زندگی شما ، هدیه شماست به خداوند

لئو بوسکالیا

 

* 10 قانون طلایی زندگی*


قانون یکم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.

 

قانون دوم: در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.

 

قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.


قانون چهارم: درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.

 

قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.

 

قانون ششم: قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید،سرزنش نکنید،تحقیرو مسخره نکنید، وگرنه سرتون میاد. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.

 

قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.

 

قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.

 

قانون نهم: جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.

 

قانون دهم : خیرخواه همه باشید تا به شما نیز خیر برسد.

*  آن چيزي كه مي خواهيد باشيد *


داستان يك موفقيت

اگر اجازه دهيد مي خواهم در مورد دختري صحبت كنم كه در يك خانواده بسيار فقير بدنيا آمد. او بيستمين بچه از 22 فرزند اين خانواده بود كه حاصل يك زايمان پيش از موعد بود. به همين دليل كودك نارس و ضعيفي بود. و اميد زيادي به زنده ماندنش نبود. اما توانست زنده بماند. در 4 سالگي به بيماريهاي آماس هر دو شش و تب سرخ مبتلا شد تركيبي مرگبار كه در نهايت منجر به فلج شدن پاي چپ او شد. او بايد از ساق و مفصل هاي فلزي استفاده مي كرد تا بتواند راه برود. اما هنوز خوشبخت بود چون مادري داشت كه او را دلگرم مي كرد. مادرش به دختر كوچكش گفته بود با وجود اين پاي آهني باز هم تو خوشبختي چون  مي تواني هر كاري كه بخواهي با زندگيت بكني. مادرش به او گفته بود همه چيزي كه احتياج داري ايمان، سماجت، شجاعت و روحيه شكست ناپذيري است.

با اين طرز فكر دختر كوچك در سن 9 سالگي پاي فلزي خود را به گوشه اي انداخت. او مرحله اي را آغاز كرده بود كه پزشكش از انجام آن قطع اميد كرده بود. بعد از 4 سال او با پاهاي خود گامهاي بلند بر مي داشت. و مي توانست حركات ريتميك انجام دهد كه در علم پزشكي يك شگفتي به شمار مي رفت. دختر كوچك ما بعد از اين موفقيت يك تصميم گرفت او مي خواست بزرگترين دونده زن جهان شود!؟ آيا با اين پاها مي توانست يك دونده باشد چه رسد به اينكه در ميان قهرمانان مقام كسب كند.

در سن 13 سالگي در يك مسابقه شركت كرد، و در اين مسابقه آخرين نفر شد. او در همه مسابقات مدرسه شركت مي كرد و در همه آنها آخر مي شد. همه از مي خواستند از اين كار خود دست بردارد ولي او هيچگاه نا اميد نمي شد. تا اينكه در يك مسابقه نفر ما قبل آخر شد. از آن به بعد « ويلما رادولف  ( دختر كوچك ما ) در هر مسابقه كه شركت مي كرد اول مي شد.»

ويلما به دانشگاه ايالتي تنسي رفت. جائيكه يك مربي به نام اد تمپل را ملاقات كرد. اين مربي وقتي اراده شكست ناپذير ويلما را ديد او را آموزش داد تا آنجا كه  به مسابقات المپيك راه پيدا كرد.

آنجا ويلما با رقباي قدرتمندي طرف بود يكي از آنها يك دختر آلماني به نام جوتا هين بود. كه تا آن زمان هيچكس او را شكست نداده بود. اما در دوي 100 متر سرعت ويلما او را شكست داد. پس از آن نوبت به دوي 200 متر رسيد اين بار جوتا نمي خواست هيچ موقعيتي را از دست بدهد ولي باز هم مغلوب اراده آهنين ويلما شد. بله اكنون ويلما دو مدال طلاي المپيك را بدست آورده بود.

اكنون نوبت به دوي 400 متر امدادي رسيده بود. دو دونده اول از تيم ويلما به خوبي چوب را به نفر بعدي دادند اما دونده سوم كه بايد چوب را به ويلما مي داد در اثر هيجان آنرا به زمين انداخت و در اين هنگام جوتا شروع به دويدن كرده بود. گرفتن جوتا با آن پاهاي چالاك در اين وضعيت غير ممكن به نظر مي رسيد ولي ويلما در كمال نا باوري اين كار را كرد. و صاحب سه مدال طلاي المپيك شد.

دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست. به جای آن ‌که جای دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید.

چارلی چاپلین

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز


 
در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند.


در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود می سازد.

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم.

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند.

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود.

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست
.

پانوشت :

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش.
نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند....

بهار 92 بر دوستان عزیزم مبارک باشه.
و همیشه شاد و سبز باشند.


   لطفاً ، حتما ادامه مطلب رو بخونید.

ادامه نوشته

وبلاگی برای زیبا زیستن!

سلام دوستان عزیز :

خوب هستید ؟ در این پست میخوام  وبلاگ یکی از دوستان خوبم

 مهندس نبوی رو بهتون معرفی کنم.

http://engineernabavi.persianblog.ir/

لطفا این وبلاگ رو لینک کنید.

با تشکر


و یک نکته زیبا :

یادمان باشد که زمان ما محدود است ...

پس زمانمان را با زندگی کردن در زندگی دیگران هدر ندهیم !

 استیو جابز

تا اطلاع ثانوی تعطیل !

سلام دوستان عزیز برای سلامتی
 مدیر محترم این وبلاگ دعا کنید.
با خبرهای خوش منتظر برگشتنم باشید .
ببخشید اینجا نوشتم،احساس کردم دلهای
مهربون شما عزیزان خیلی کمکم میکنه.

با سپاس فراوان ،نرگس .م

..............................

وبلاگ باز شد! انشاءالله بتونم مثل قبل فعالیت کنم!

بخشیدن کسی که دوستش داریم

پس از 11 سال ، زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه به زبان آورد.

.

.

.

فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟

.

.

.

شوهر فقط گفت: "عزیزم دوستت دارم!"


نتیجه :

شاید این داستان برای خیلی از ماها غیر واقعی جلوه کند ، اما واقعی بود!!

عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.

گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟

داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.

اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.

حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.

«بیایید سعی مان را بکنیم کمی سبک تر پرواز کنیم...»


منبع : کتاب من منم ؟! ،داستانهای کوتاه شگفت انگیز ، جلد یکم ، صفحه 224

مترجم و گرداورنده : امیر رضا آرمیون

وبلاگ رسمی کتاب: www.URU.persianblog.ir


کتاب من منم ؟!

پرچـــــم م م بــــــــــالااااااا رفت!

بالاخره بعد از 10 ماه و چندین و چنــــدبار اصلاحی خوردن، مجوز جلد اول کتاب "مـــن، منــــــم؟!" صادر شد.

رفت برای چاپ... (زمان حضور در کتابفروشی ها متعاقبا اعلام می شود).....

 و حالا


* پرچم دار اول، با هفت چاپ وارد شد.. . *

فروش در بیش از پانصـــد کتابفروشی در سراسر ایران عزیز

 

اطلاع رسانی از مراکز فروش: 88208219-021

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

فروش اینترنتی  : www.Bekhan.com

-----------------------------------------------------------------------------------------------------


این جمله منو بسیار خوشحال کرد....به دوستان توصیه میکنم حتما حتما این کتاب رو

که گردآوری و ترجمه آن توسط استاد و دوست عزیزم امیر رضا آرمیون انجام شده

رو مطالعه کنید....مطمئن باشید نه تنهاضرر نمیکنید ...بلکه به دوستان دیگر هم معرفی مکنید.
با تشکر .....مدیر وبلاگ، نرگس محمدی

خبر خوش : به زودی قصر بازی افتتاح میشود!

سلام به همشهری های عزیزم.

به زودی برای اولین بار در استان مرکزی قصر بازی

در شهرستان خمین افتتاح میشود.

در فضایی شاد برای بازی و تفریح

پ. ن خانه بازی مکانی است کوچکتر از شهر بازی

در فضایی سرپوشیده با اسباب بازی های پلی اتیلنی، بادی و تفریحی.

خانه بازی مهد کودک نیست، بلکه مکانی است تا بچه های

3 تا 7 سال لحظاتی را در آنجا بازی کنند. البته مربی هم

ضمن بازی، نکات ورزشی و آموزشی را هم به کودک می گوید.


منتظر خبرهای خوب باشید.

لطفا وبلاگ قصر بازی را هم لینک کنید.

http://ghasr-bazi.blogfa.com/


مدیریت قصر بازی خانم نرگس محمدی

10 چیزی که همه انسان‌ها از آن می‌ترسند!

 

یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است...

فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.
در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.

ترس از مار (Ophidiophobia): یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.

ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia): شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.

ترس از مکان (Agoraphobia): در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.

ترس از دیگران (Xenophobia): در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.

ترس از بلندی(Acrophobia): یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.

ترس از تاریکی (Lygophobia): برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.

ترس از صائقه (Astraphobia): صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.

ترس از پرواز (Aviophobia): ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.

ترس از سگ (Cynophobia): حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.

ترس از دندانپزشک (Odontophobia): در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.

منبع : عصر ايران

هرگز جا نزنید.....

در 30 سالگي كارش را از دست داد و

در 32 سالگي در يك دادگاه حقوق شكست خورد.

در 34 سالگي مجددا ورشكست شد.

در 35 سالگي كه رسيد عشق دوران كودكي اش را از دست داد .

در 36 سالگي دچار اختلال اعصاب شد.

در 38 سالگي در انتخابات شكست خورد .

در 48,46,44 سالگي باز در انتخابات كنگره شكست خورد.

به 55 سالگي كه رسيد هنوز نتوانست سناتور ايالت شود.

در 58 سالگي مجددا سناتور نشد. در 60 سالگي به رياست جمهوري آمريكا برگزيده شد.

نام او آبراهام لينكلن بود.

جا نزد هرگز جا نزنيد

بازندگان آنهايي هستند كه جا زدند.........

 

* رابطه ی موفقیت و گروه خونی افراد *

بین تیپ های شخصیتی انسان و گروه خونی رابطه ی مستقیمی وجود دارد. گروه خونی من B+ ویژگی های هر گروه خونی را در زیر مشخص شده جالب است بدانید رژیم غذایی مناسبی هم می توان بر حسب گروه خونی تان انتخاب کنید.

گروه خونی O تیپ گرم

حدود ۳۸% مردم جهان دارای گروه خونی +O و ۶% دارای گروه خونی _O هستند.

خصوصیات : بی پروا ، بااراده ، مغرور ، بخشنده ،اجتماعی ، با انرژی ،برونگرا،رک و صریح ،واقع گرا،نمایشی،عمومی ، مثبت ، ریسک پذیر ،نافرمان،بی اعتبار ،لجوج و خود محور . به آسانی دوست میشوند و با جریانات همراه شده و به فرصت ها چنگ می زنند . در فعالیتهای سازمان یافته خوب عمل میکنند در بعضی موارد چندان دقیق نیستند و احساسات زیاد و قوی از خود نشان میدهند .ممکن است به سرعت مخالفت عمیق خود را با یک نظر بیان کنند اما معمولا این مخالفت پایدار نیست. کارگشایانی سنتی ،محرک و کمی لاف زن هستند.احساسات خود را خیلی نشان می دهند اما در برخورد با دیگر گروهای خونی این بیان معتبر است . نوعی ظرافت ذاتی و فطری دارند . شخصیت های اجتماعی و پر زرق وبرق هستند می توانند در حوادث و بحران ها ، سازگاری خوبی داشته باشند .لغات و کلمات به آسانی به سراغ آنها میایند .خجالتی نیستند و رک و صریح احساسات درونیشان را فاش می کنند. جاه طلب اند اما گاهی با جزییات سرگرم میشوند. علاقمند به حفظ روابط هستند و خودشان در این زمینه تلاش می کنند.

گروه خونی A تیپ سرد

حدود ۳۴% از مردم دارای گروه خونی +A و ۶% دارای گروه خونی _A هستند .

خصوصیات: متین و آرام ، دقیق ، دلسوز و غمخوار ، فداکار ،مودب ، درستکار ، وفادار ، احساساتی ، درونگرا و کمی دستپاچه. حتی در مواقع آشوب و غضب آرام و خونسرد هستند. نسبت به نظرات عمومی حساس اند. اغلب درونگرا هستند در بر خورد با دیگران خجالتی و کمرو هستند یا حتی مریض به نظر میرسند کمی بد بین هستند . برای روابط ارزش زیادی قائل بوده ونسبت به تغییرات تردید دارند . دوست داران طبیعت و گریزان از جمعیت و شلوغی هستند . به یک مکان شخصی یا پناهگاه امن و مخفی برای خود نیازمندند.عموما دو دل و غیر قاطع اند.برای حضور در کارهای تیمی آماده هستند مخصوصا وقتی دستوری به آنها داده شود . علاقه مند به ایجاد رابطه نیستند و تلاش چندانی هم برای اینکار نمی کنند.

گروه خونی B فعال

حدود ۹% از مردم جهان دارای گروه خونی +B و۲۵% هم دارای گروه خونی _B هستند.

خصوصیات: بشاش و خوشرو ،خوش بین ، فعال ، حساس ،مهربان ،فراموش کار ، آشفته ، در هم و سازمان نیافته ، پر سر و صدا، خودپسند و خود بین ، پر انرژی و جدی در راه رسیدن به هدف . معمولا جزء بهترین افراد تیم میشوند و افراد تکرویی هستند.اغلب کارها را با روشهای خودشان انجام می دهندو خود کفا هستند. شخصیتهای ماجراجو ، دلیر،علاقه مند به داشتن یک راه مشخص و مخصوص ،موجوداتی اجتماعی و علاقه مند به مهمان داری هستند.علاقه به حفظ روابط دارند و خودشان در این راه تلاش می کنند.

گروه خونی AB فارغ از مراقبت و بی نیاز از توجه

حدود ۴% از مردم جهان گروه خونی +AB و ۱% گروه خونی _AB دارند.

خصوصیات: اجتماعی ، سخت گیر نیستند ، غمخوار و دلسوز ،دیپلماتیک ،اهل گشت و گذار ، خلاق، غیر قابل پیش بینی، هنر مند ، انعطاف پذیر ،ترش رو و درخود ! مخلوطی از تضادها ، خجالتی در مقابل بعضی و بیباک و گستاخ با بعضی دیگر، برونگرا و درونگرا،گاهی غیر قابل پیش بینی هستند و گاهی ظاهرا آرام و خونسرد به نظر می رسند. قدرت خلاقیت زیادی دارند ، توانا در پیدا کردن مشکلات و دور زدن آنها ، علاقه مند به محیط شهری ، به آسانی خسته می شوند. به نظر می رسد که هر کاری که انجام می دهند از روی اجبار است . هرگز کاری را برای قدر دانی انجام نمی دهند. اسرار آمیز به نظر می رسند. در فعالیتهای اجتماعی می توانند هماهنگ ظاهر شوند . علاقه مند به ایجاد رابطه نیستند و تلاش چندانی هم برای اینکار نمی کنند

سخنانی چند از آنتونی رابینز برای موفقیت شما

۱-همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که میخواهید نخوابید.

۲-این سه نکته را به یاد داشته باشید :احترام به خود٬ احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن

۳-وقتی چیزی را از دست می دهید ، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

۴-به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیتهای بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .

۵-هیچ وقت به رویاهای کسی نخندید٬ مردمی که رویا ندارند هیچ چیز ندارند

۶-وقتی می گویید "متاسفم" به چشمان شخص مقابل نگاه کنید

۷-وقتی می گویید "دوستت دارم" منظورتان همین باشد.

۸-با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید ، مهارتهای مکالمه ای٬ مثل دیگر مهارتها خیلی مهم میشوند .

۱۰-زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید.

۱۱-وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید ، لبخندی بزنید و بگویید "چرا می خواهی این را بدانی؟"

۱۲-آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .

پ. ن تقدیم به پدر عزیزم و همه پدرها و مردهای سرزمینم : مرا زیاد دوست داشته باش ای پدر  تو تنها مردی خواهی بود  که دوست داشتنت بی طمع   و بوسه هایش بوی گل میدهد... روزت مبارک. دوستت دارم.

نمره خوشبختی شما چند است؟ (تست بسیار جالب)

خوشبختی موضوعی نسبی است. بعضی از ما اگر در غار زندگی کنیم راضی هستیم و برخی دیگر اگر در قصر باشیم باز هم ناراحت هستیم.

دکتر فرناز عطائی متخصص روانپزشکی گفت: در تمام اعصار، اندیشمندان درباره معنای خوشبختی بررسی کرده اند. راستی خوشبختی چیست؟

وی با طرح سوالات زیر میزان رضایت شما را از زندگی ارزیابی می کند.

اگر می خواهید بدانید که نسبت به دیگران چقدر خوشبخت هستید، پرسشنامه زیر را تکمیل کنید.

1 ـ وقتی مسابقه ای را می بازم از آن لذت نمی برم.
Rدرست    Qغلط


2 ـ وقتی کسی درباره من لطیفه ای می گوید از آن لذت می برم.
Rدرست    Qغلط


3 ـ وقتی کسی از دوستانم در حضور من جایزه ای را می برد خوشحال می شوم.
Rدرست    Qغلط


4 ـ اگر کسی در صف از من جلو بزند اعتراض می کنم.
Rدرست    Qغلط

 
5 ـ خیلی زود از سرگرمیها و تفریحات حوصله ام سر می رود
Rدرست    Qغلط
 

6 ـ اغلب روزها خیال پردازی می کنم.
Rدرست    Qغلط

 
7 ـ آرزوهای زیادی دارم.
Rدرست    Qغلط
 

8 ـ بیش از اندازه چاق هستم.
Rدرست    Qغلط

 
9 ـ از خواندن رمان لذت می برم.
Rدرست    Qغلط


10 ـ از خوابیدن متنفرم
Rدرست    Qغلط


11 ـ فکر می کنم جذاب هستم.
Rدرست    Qغلط

 
12 ـ انتقادات را به خوبی پذیرا می شوم.
Rدرست    Qغلط

 
ادامه نوشته

پنج دلار


سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهمید برادر کوچکش سخت مریض است و پولی هم برای مداوای آن ندارند. 
پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمیتوانست هزینه جراحی پر خرج برادرش را بپردازد. 
سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد سارا با ناراحتی به اتاقش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را درآورد. 
قلک را شکست. سکه ها رو رو تخت ریخت و آنها رو شمرد .فقط پنج دلار. 
بعد آهسته از در عقبی خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. 
جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش به مشتریان گرم بود بالاخره سارا حوصلش سررفت و سکه ها رو محکم رو شیشه پیشخوان ریخت. 
داروساز جا خورد و گفت چه میخواهی؟ 
دخترک جواب داد برادرم خیلی مریض است می خوام معجزه بخرم قیمتش چقدراست؟ 
دارو ساز با تعجب پرسید چی بخری عزیزم!!؟ 
دخترک توضیح داد برادر کوچکش چیزی در سرش رفته و بابام می گوید فقط معجزه میتواند او را نجات دهد من هم می خواهم معجزه بخرم قیمتش چقدر است؟ داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما اینجا معجره نمی فروشیم. 
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا برادرم خیلی مریض است و بابام پول ندارد و این تمام پول من است. من ازکجا می توانم معجزه بخرم؟؟؟؟ 
مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟ 
دخترک پولهارا کف دستش ریخت و به مرد نشان داد.مرد لبخندی زد وگفت: آه چه جالب!!! فکر میکنم این پول برای خرید معجزه کافی باشه. بعد به آرامی دست اورا گرفت و گفت من میخوام برادر و والدینت را ببینم . 
فکر میکنم معجزه برادرت پیش من باشه ، آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود. 
فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت. 
پس از جراحی پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم یک معجزه واقعی بود، می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟ 
دکتر لبخندی زد و گفت :هزینه عمل 5 دلار می شد که قبلا پرداخت شده است.

منبع: کتاب تو ، تویی جلد یکم (امیررضا آرمیون)

پیشنهاد نوشت : *عیدی شما به یک دوست ...هدیه ای به یاد ماندنی و تاثیر گذار .....*

ورود شما به جمع میلیونی خوانندگان کتاب تو تویی ؟!تبریک میگوییم و امیدوارم که زنجیره عشق،

امید و محبت به شما ختم نشود و همچنان ادامه یابد.

                                        فروش در بیش از ۵۰۰ کتابفروشی معتبر سراسر ایران

                                            وبلاگ رسمی تو تویی ؟!

                                                  موسسه گسترش فرهنگ و مطلعات

                                                         اطلاع رسانی : ۰۲۱۸۸۲۰۸۲۱۹

یادمان باشد که....


یادمان باشد که : هرروز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را 


یادمان باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد ، عفونت است 


یادمان باشد که :در حرکت همیشه افق های تازه هست 

یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران ! تعریف کنم 

یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند 

یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند ، یادمان باشد که دلی نو 
بخریم 


یادمان باشد که : فرار راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی 

یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند 

یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم 

یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند 

یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی ، من هم برایت عزیز باشم 

یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد 

یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد ، نه نگاه 

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید 

یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند 


یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است 

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها 

یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست 

یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم 

یادمان باشد که : برای پاسخ دادن به احمق ، باید احمق بود 

یادمان باشد که : در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست 

یادمان باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم 

یادمان باشد که : سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند ، هرکسی سهم خودش را می آفریند 

یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست! 

یادمان باشد که : پیش ترها چیز هایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند 

یادمان باشد که : آنچه امروز برایم مهم است ، فردا نخواهد بود 

یادمان باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم 

یادمان باشد که : من « از این به بعد » هستم ، نه « تا به حال 

یادمان باشد که : هرگر به تمامی نا امید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی 

یادمان باشد که : غیر قابل تحمل وجود ندارد 

یادمان باشد که : گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد 

یادمان باشد که : خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود 

یادمان باشد که : با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک 


یادمان باشد که : بجز خاطره ای هیچ نمی ماند 

یادمان باشد که : وظیفه ی من اینست: «حمل باری که خودم هستم» تا آخر راه 

یادمان باشد که : منتظر ِ تنها یک جرقه است ، انبار مهمات 

یادمان باشد که : کار رهگذر عبور است ، گاهی بر می گردد ، گاهی نه 

یادمان باشد که : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است 

یادمان باشد که : همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است 

یادمان باشد که : امید ، خوشبختانه از دست دادنی نیست 

یادمان باشد که : به جستجوى راه باشم ، نه همراه 

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها 

یادمان باشد که . . . یادمان باشد
 
پانوشت : سلام دوستان عزیز.... انشاالله امشب سفرم به سوی مشهد آغاز میشه.....
در مدت یک هفته ای که نیستم برایتان آرزوی سلامتی و شادی دارم....
بهترین سوغاتی هم که میارم دعای خیر من برای شماست ...
شاد باشید....

آسیبهای روانی اینترنت

در پست قبل یکی از معتبرترین تستهای اعتیاد به انینترنت را برایتان نوشتم... در این پست آسیبهای روانی اینترنت را  بازگو میکنم. برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

ادامه نوشته

تست میزان اعتیاد به اینترنت!

تست اعتیاد به اینترنت IAT یکی از معتبرترین تست های مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است که توسط دکتر کیمبرلی یانگ ابداع شده است. در تست IAT هرچه امتیاز شما بیشتر باشد، اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. امتیازها به ترتیب از یک تا پنج هستند که در جلوی هر پاسخ مشخص شده است. در پایان، باید مجموع امتیازاتی را که به بیست پرسش زیر می دهید، جمع بزنید و میزان اعتیاد به اینترنت خود را مشخص کنید :
ادامه نوشته

این تست چند ثانیه هم طول نمیکشه.....


يك جراح استخوان مي گويد: به نظر من يك سري اعمال و حركات وجود دارد كه مغز انسان قادر به انجام نيست و يا اينكه براي آنها برنامه ريزي نشده است. تست زير اين نكته را ثابت‌مي‌كند 

تست زير نمونه‌ي از حركاتي است كه با انجام آن مغز درگير و گيج مي‌شود. حتي اگر بارها و بارها اين عمل را انجام دهيد، مغز با سردر گمي زياد همان نتيجه را نشان خواهد داد و‌ هيچ تغييري بوجود نخواهد آمد
يعني شما نمي‌توانيد، با سعي و تمرين مداوم پاي تان را با هوش كنيد. چرا كه مغز شما از قبل برنامه ريزي شده است


اين تست بسيار هيجان انگيز تنها چند ثانيه طول مي‌كشد. باور كردني نيست، ولي كاملا صحت دارد. همين حالا آن را امتحان كنيد
 در حاليكه مقابل مانيتورتان نشستيد (هر جاي ديگر مانند؛ صندلي، مبل...) پاي راستتان را كمي بالا آوريد و در جهت عقربه‌هاي ساعت بچرخانيد
 در همين حال با دست راست شماره 6 را در هوا بنويسيد. مسير چرخش پاي شما تغيير كرد نه؟!! يعني پاي شما خلاف عقربه‌هاي ساعت  شروع به چرخيدن كرد. درسته؟
هنوز دانشمندان علتي براي اين عكس العمل مغزپيدا نكرده‌اند. در نتيجه هيچ‌كاري براي تغيير آن نمي‌توان انجام داد. جالب بود نه؟!!.... شما مي‌توانيد بارها و بارها اين آزمايش را انجام دهيد و بارها و بارها همان نتيجه را مشاهده كنيد
__._,_.___

به یاد داشته باش که...

 

- آنان که تجربه های گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار اشتباهند.

- از میان کسانی که برای دعای باران به میعادگاه می روند تنها کسانی که با خود چتر می برند به کارشان ایمان دارند.

- پیچ های جاده آخر جاده نیستند مگر این که خودت نپیچی.

- وقتی به چیزی می رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته ای.

- آدم های بزرگ شرایط را خلق می کنند و آدم های کوچک از آن تبعیت می کنند.

- آدم های موفق به اندیشه هایشان عمل می کنند اما سایرین تنها به سختی انجام آن می اندیشند.

- گاهی خوردن لگدی از پشت برداشتن گامی به جلو است.

- هرگز به کسی که برای احساس تو ارزش قائل نیست دل نبند.

- همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد به راحتی دل بکنی.

- با هر کسی مانند خودش رفتار کن تا نتیجه و عکس العمل کارش را قلبا احساس کند.

- هرگز به کسی که حاضر نیست برای تو کاری انجام بده، کاری انجام نده.

- به کسانی که خوبی دیگران را بی ارزش یا از روی توقع می دانند خوبی نکن اما اگر خوبی کردی انتظار قدردانی نداشته باش.

- قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.

- هرگاه با آدم های موفق مشورت کنی شریک تفکر روشن آنها خواهی بود.

- وقتی خوشبخت هستی که وجودت آرامش بخش دیگران باشد.

- به خودت بیاموز هر کسی ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.

- هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که زندگیت را روشن می کند.

- همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسی، چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی و چیزی رو امضاء کن که بتونی پاش بایستی.

- هرگاه نتونستی اشتباهی رو ببخشی اون از کوچکی قلب توست، نه بزرگی اشتباه.

- عادت کن همیشه حتی وقتی عصبانی هستی عاقبت کار را در نظر بگیری.

- آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهایی را که باز می شوند نبینی.

- تملق کار ابلهان است.

- کسی که برای آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند.

- آنکه برای رسیدن به تو از همه کس می گذرد عاقبت روزی تو را تنها خواهد گذاشت.

- نتیجه گیری سریع در رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است.

- هیچ گاه ابزار رسیدن به خواسته دیگران نشو.

- اگر می خواهی اعمالت مورد پسند خدا باشد، در سختیها از خودت بگذر، دیگران را قربانی نکن.

- از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کنی.

- دوست برادری است که طبق میل خود انتخابش می کنی.

- لیاقت محبت و مهربانی دیگران را داشته باش.

 

منبع : عصر ایران